«مدیریت جامع چیست و چرا درست‌ترین مسیر مدیریت است؟»

مقدمه

در دهه‌های اخیر، سازمان‌ها بیش از هر زمان دیگری به ابزارهای مدیریتی، فناوری‌های نوین و مدل‌های متنوع تصمیم‌گیری دسترسی دارند؛ با این حال، نشانه‌های ناکارآمدی، فرسایش منابع انسانی، بی‌اعتمادی سازمانی و شکست‌های ساختاری همچنان به‌طور گسترده مشاهده می‌شود. این تناقض، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: آیا مسئلهٔ اصلی مدیریت، کمبود ابزار است یا خطا در مسیر و منطق مدیریت؟بسیاری از رویکردهای مدیریتی، یا در سطح تکنیک متوقف مانده‌اند، یا به‌صورت جزیره‌ای به بخشی از سازمان پرداخته‌اند؛ بدون آن‌که ارتباط منسجم میان انسان، دانش، ساختار، تصمیم‌گیری و خروجی نهایی را در نظر بگیرند. نتیجهٔ این نگاه‌های ناقص، شکل‌گیری سازمان‌هایی است که در ظاهر فعال‌اند، اما در عمل دچار ناپایداری، تعارض درونی و ناتوانی در اصلاح ریشه‌ای مشکلات هستند.در چنین شرایطی، «مدیریت جامع» به‌عنوان یک چارچوب مدیریتی معاصر مطرح می‌شود که تلاش دارد مدیریت را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها یا ابزارها، بلکه به‌مثابه یک سیستم یکپارچه، اصل‌محور، انسان‌محور و اصلاح‌پذیر بازتعریف کند. مدیریتی که به‌جای واکنش‌های مقطعی، بر هم‌راستایی اصول، دانش سازمانی، ساختار سالم و مدیریت منابع انسانی صحیح تمرکز دارد و خروجی آن، پایداری و رشد واقعی سازمان است.این مقاله با هدف تبیین دقیق مفهوم مدیریت جامع، تمایز آن با رویکردهای رایج مدیریتی و تبیین چرایی درستی این مسیر، تلاش می‌کند چارچوبی روشن برای فهم و به‌کارگیری مدیریت جامع در سازمان‌ها ارائه دهد.

این مقاله بخشی از مجموعه مقالات مدیریت جامع است

پیمایش به بالا